اگه میوه بود، پرتقال خونی...پنجشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۱-٥:٢٦ ‎ب.ظ توسط مرسده مقیمی

پرتقال خونی

 

 اگه میوه بود، پرتقال خونی...

 

 

بعد از دعوای رسانه‌ای و پر ماجرای فریبرز عرب‌نیا و حامد بهداد دیدن بازی این دو بازیگر در یک فیلم جذابیت خاصی دارد، قرار گرفتن ستاره‌ی سال‌های قبل سینما کنار ستاره‌ی فعلی که به سرعت دارد روند فوق ستاره شدن را طی می کند، یک پوئن تبلیغاتی مهم برای پرتقال خونی است.
عرب‌نیا مثل همیشه پخته و با تجربه ظاهر شده و بازی تمیز و اتو کشیده ای دارد، بهداد هم همچون سایر کارهایش بازی انرژیک و احساسی خودش را به نمایش گذاشته است.
پرتقال خونی یک روایت عشقی است که وارد دو راهی می شود و این دو راهی نه تنها قصه ی داستان را شکل می دهد بلکه منتهی می شود به غافگیری مخاطب که الوند به خوبی از پسش بر آمده.
پرتقال خونی هم شروع خوبی دارد هم به خوبی جلو می رود هم پایانش از تبی که در حال حاضر سینماگران را گرفته نمی‌سوزد و مخاطب را به بهانه ی پایان باز گیج به خانه نمی‌فرستد!
آن‌هایی که با سینمای الوند آشنا هستند جنس فیلم‌های او را می‌شناسند در فیلم‌های او نباید دنبال المان‌های سینمای مدرن گشت؛ الوند به سینمای گذشته‌ی ایران نزدیک‌تر است و در واقع پرتقال خونی هم یک فیلم‌فارسی به روز شده است.
الوند در انتخاب بازیگران مرد فیلمش بسیار هوشمندانه عمل کرده، نقش "والا" کاملا با جنس بازی عرب‌نیا و شخصیت کاریزماتیکش همخوانی دارد؛ همچنین عاشق‌پیشگی‌های "سیاوش"، حرکاتش، و سر انجامش کاملا با بازی بهداد عجین است. بازی روان بهداد و عرب‌نیا اینقدر دوست‌داشتنی هست که کسی پشیمان سالن سینما را ترک نکند. البته تجربه‌ی عرب‌نیا گاهی به وضوح بر دلنشینی بهداد می‌چربد و بازی عرب‌نیا را شاخص‌تر می‌کند هرچند در برخی لحظاتِ فیلم مثل پاره کردن تابلوی نقاشی و سکانس آخر، شیرینی احساسی بازی کردن بهداد بیشتر می‌چسبد اما بازیگر زن فیلم که نقش اول فیلم هم محسوب می شود می توانست بهتر و باور پذیرتر نقشش را ایفا کند و البته انتخاب های بهتری پیش روی الوند بود اگر فقط به ظاهر اهمیت نمی داد!
آخرین ساخته‌ی الوند شباهت زیادی به ساخته‌ی سال‌های پیشینش سینمایی "تله" دارد با این تفاوت که تله بازی‌هایی متوسط و بعضا سطح پایین داشت اما پرتقال خونی از بازی‌هایی گیرا برخوردار است علاوه بر بازی‌های خوب فیلم‌نامه‌ی پرتقال خونی با این که فضایی شبیه به تله دارد کاملا حساب شده پیش می‌رود و با تجربه‌تر از تله می‌نماید.
پرتقال خونی فیلم نسبتا خوبی است که متاسفانه تبلیغات تلویزیونی خوبی ندارد که البته این خوب نبودن تعمدی است! نشان دادن حامد بهداد و اشاره تنها به اسم او بسیار به دور از انصاف است آن هم در شرایطی که پرتقال خونی بیشتر فیلم "والا" (فریبرز عرب‌نیا) و "ترمه" (نیوشا ضیغمی) است تا فیلم "سیاوش" (حامد بهداد) این ترفند تبلیغاتی برای جذب مخاطب عام توهین بزرگی به ستاره‌ای چون عرب‌نیاست که البته در سینمای ما کم اتفاق نمی‌افتد! کمی پیش‌تر هم در پوستر تبلیغاتی فیلم "دموکراسی تو روز روشن" این توهین را به حمید فرخ نژاد روا داشته بودند و عکس محمدرضا گلزار را پررنگ تر از او کار کرده بودند و البته جای اعتراضی هم نبود چرا که مهم جذب مخاطب است!
آن‌هایی که دنبال فیلم‌های پر کاراکتر (سعادت آباد) یا فیلم‌هایی پر از تیپ‌های شخصیتی در فضایی رئال و فوق ساده (یه حبه قند) هستند قطعا از دیدن پرتقال خونی لذت نخواهند برد. پرتقال خونی فیلم شلوغی نیست و کاراکتر‌هایی محدود دارد، بازیگران تیپیکال نیستند و فیلم کاملا داستانی است، اگر قصد دارید تا مدت‌ها بعد از اتمام فیلم درگیر پایانی باشید که در اختیارتان قرار نگرفته است و یا تا مدت ها به دیدن میزانسن‌های ناب و دکوپاژ‌های فوق‌العاده افتخار کنید، پرتقال خونی گزینه‌ی مناسبی نیست چرا که این فیلم بناست یک فیلم سینمایی و داستانی باشد که مخاطب را نیز جذب کند.


1390.8.14

لینک مطلب


برچسب‌ها: پرتقال خونی, اکران پاییز 1390