من "پل چوبی" روشنفکر نیستم!دوشنبه ۸ خرداد ۱۳٩۱-۱۱:٤٦ ‎ب.ظ توسط مرسده مقیمی

پل چوبی

 

من "پل چوبی"، روشنفکر نیستم!


ساعت 10 سالن همایش‌های برج میلاد:

 

 

نمایش فیلم "پل چوبی" به خاطر جلسه‌ی آغاز به کار "سازمان سینمایی" یک ساعت به تعویق افتاده است. پیش از جشنواره‌ی فیلم فجر حدس می‌زدم سه فیلم بهترین‌های جشنواره باشند. از آن سه فیلم (پل چوبی، بوسیدن روی ماه، برف روی کاج‌ها) فقط "بوسیدن روی ماه" به نمایش در آمده است که متأسفانه من آن را ندیده‌ام و نمی‌توانم قضاوتی کنم. حالا امروز سه‌شنبه، اولین فیلم لیست طلایی من به نمایش در می‌آید و با این‌که جشنواره‌ی امسال بیش از حد نا امیدم کرده (از نظر سطح کیفیت فیلم‌ها و فیلمنامه‌ها) همچنان گمان می‌کنم، "پل چوبی" هم فیلم خوبی خواهد بود هم قطعا در پایان این جشن سینمایی دست خالی نخواهد ماند. از بازی‌ها تقریبا اطمینان دارم چرا که کَستی کاربلد گرد هم آمده‌اند، از طرفی فیلمنامه‌نویس هم سال‌هاست برای آثار سینمایی نقد می‌نویسد، دست به قلم است و به ایرادات یک اثر سینمایی آشنا؛ از این رو نیز می‌توان خوش‌بین بود.
مهدی کرم‌پور هم از جوانان مستعد سینما است که معتقدم می‌تواند کار خوب و قابل توجهی روی پرده ببرد. خلاصه این‌که بعد از گذشت چند روز امید دارم در اولین سانس روز سه‌شنبه پیش‌بینی‌ام محقق شود و "پل چوبی" فیلم خوبی باشد.


ساعت 14 سالن همایش‌های برج میلاد:

 

 

"پل چوبی" به نمایش در آمد نشست مطبوعاتی‌اش هم بدون منتقد و مختصر برگزار شد به خاطر کمبود وقت و همان یک ساعت تأخیر در نمایش؛ پیش‌بینی‌ام محقق شد (لااقل از نظر خودم) البته طبعا برخی موافقند بعضی مخالف. من "پل چوبی" را دوست دارم چون یک عاشقانه‌ی ساده است بدون این‌که این را با نامش فریاد بزند ولی در عمل حرفی برای گفتن نداشته باشد؛ داستانش را روایت می‌کند هرچند گاهی جوانی کرم‌پور به صورت کم‌تجربگی نمود می‌یابد اما می‌شود از آن چشم پوشید. "پل چوبی" در روایت داستانش اهل ژست نیست و من این را دوست دارم؛ این فیلم نه قصد دارد خاص باشد، نه قصد دارد پیام‌های اجتماعی پیچیده به خورد مخاطب بدهد و از این که مخاطب پیام‌هایش را نمی‌فهمد سر ذوق بیاید؛ سعی هم ندارد جامعه‌ی روشنفکری را به تحسین وا دارد. در واقع شاید "پل چوبی" فیلمی نباشد که منتقدان را شیفته کند اما همین که تقلا نمی‌کند ادا در بیاورد قابل تحسین است. "پل چوبی" ژست متفاوت بودن ندارد؛ روایتی است از داستانی که بارها شنیده‌ایم و خوانده‌ایم، نه تنها بنا نیست متفاوت باشد بلکه قرار است قصه‌ای آشنا باشد منتها از زبان و دید کارگردان و نویسنده‌ی اثر. به نظرم در جشنواره‌ی امسال این اتفاق مثبتی است که فیلمی بدون این که ادا در بیاورد و بدون این که شبیه به تله فیلم و یا فیلم‌های تولیدی شبکه‌ی نمایش خانگی باشد اثری شیرین باشد و در بستر رومانتیکش به همه جوانب حتی سیاست سرک بکشد و از طرفی آلوده‌اش نشود.
"پل چوبی" به هیچ عنوان اثری بی‌نقص نیست، بلکه اثری خوب است که ژست نداشتنش دوست داشتنی‌اش می‌کند، همین.

 

پی‌نوشت: به تفضیل سخن گفتن در مورد بازی‌ها بماند برای اکران عمومی فقط اشاره به نکته‌ای خالی از لطف نیست، پیش از جشنواره نوشته بودم "بهرام رادان" با بازی در "راه آبی ابریشم" دست به خودکشی هنری زده و "پل چوبی " بهترین فرصت برای احیا اوست امیدوارم اگر احیا شد مجدد هوس خودکشی به سرش نزند. او احیا شد این را به خودش هم گفتم و سپردم که مواظب باشد باز وسوسه‌ی خودکشی به جانش نیفتد.


1390.11.18

لینک مطلب


برچسب‌ها: سی‌امین جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم فجر, زمستان 1390, پل چوبی