برای "طلا و مس" دوست‌داشتنی و "نگار جواهریان" نازنینمیکشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۱-۳:٤٩ ‎ق.ظ توسط مرسده مقیمی

طلا و مس

 

برای "طلا و مس" دوست‌داشتنی و "نگار جواهریان" نازنینم

 

برای "طلا و مس" دوست‌داشتنی‌ام که نه زیبایی‌های بصری و حسی‌اش قابل قیاس با دومین اثر سازندگان‌اش است، نه بازی‌های خیره‌کننده‌اش، نه عشق جاری و ساری در تک‌تک لحظاتش، نه بضاعت سینمایی‌اش و نه هیچ‌یک از شیرینی‌های دیگرش...
و برای نگار جواهریان نازنینم که حس زنده‌اش در بازی اثر را جاوادانه می‌کند و قیاس هر اثری را با چیزی که او خلق کرده برایم بی‌معنا! شاید اگر "بوسیدن روی ماه" با هر چیزی جز "طلا و مس
" قیاس می‌شد این‌قدر در نظرم فیلمی متوسط نمی‌آمد!

چه اصراری‌ست به مقایسه‌ی این دو اثر؟ حسی بودن‌اش؟ سازندگان مشترکش؟ درخشش بازیگر زن نقش اصلی‌اش؟ ...

حلاوت طلا و مس نمی‌گذارد بوسیدن روی ماه بچسبد! مخصوصا که داستان حسی بوسیدن روی ماه یارای ایستادگی در مقابل طلا و مس را ندارد، شیرین یزدان‌بخش هم به رغم بازی شیرینش خیلی تازه‌کار است برای قیاس با نگار جواهریان که بی‌توجه به سن کم‌اش از نظرم* در کارش یکی از بهترین‌هاست و آن دست بازیگرانی است که معتقدم نیاز چندانی به کارگردان ندارد و برعکس کارگردان نیاز مبرمی به او دارد برای جاودانگی اثرش!
سازندگان مشترک هم خیلی دلیل خوبی نیست برای قیاس که قیاس بی‌جا یکی را کوچک و دیگری را بُت می‌کند.

* پیش‌تر در نوشته‌ای گفته بودم که نگار جواهریان برایم یکی از برترین‌های سینمای ایران است و به همراه "فاطمه معتمدآریا" و "لیلا حاتمی" مثلث بهترین بازیگران زن سینمای ایران را تشکیل می‌دهد، این هم لینکش:

برچسب‌ها: خاطره‌بازی/دلتنگی, پاییز 1391