گپ کوتاهم با شایسته ایرانی به بهانه "آینه‌های روبرو"پنجشنبه ٢ آذر ۱۳٩۱-۱:٤٩ ‎ق.ظ توسط مرسده مقیمی

آینه‌های روبرو

 

گپ کوتاهم با شایسته ایرانی به بهانه "آینه‌های روبرو"

 

نگران اکران «آینه‌های روبرو» بودم


شایسته ایرانی را شاید خیلی‌ها با آفسایدِ جعفر پناهی بشناسند اما او در آثار دیگری هم بازی کرده و با این که بازی‌اش نشان از استعداد او داشته هرگز آن‌طور که باید و شاید دیده نشده است، البته در این امر گزیده‌کاری‌اش هم مزید بر علت بوده. حالا "آینه‌های روبرو" با بازی او روی پرده‌ی سینماهاست و او باز هم استعدادش را به رخ کشیده. آینه‌های روبرو شانس خوبی برای دیده شدن بازیگری است که به خوبی از پسِ نقشی سخت که برای اولین بار در سینمای ایران به تصویر کشیده شده، برآمده.
به بهانه‌ی آینه‌های روبرو و بازی خوب و روانش پیشنهاد کردم گپ کوتاهی بزنیم و او با تمام مشغله‌های این روزهایش صمیمانه پذیرفت، صمیمیتی دوست‌داشتنی که انگار فقط متعلق به آدینه نیست بلکه از آنِ خود اوست.

مرسده مقیمی

 

*تو بازیگر مستعدی هستی اما هیچ‌گاه آن‌طور که باید و شاید دیده نشدی فکر می‌کنی با توجه به اکران محدود و سوژه‌ی خاص آینه‌های روبرو این فیلم فرصت خوبی باشد برای نشان دادن استعدادت در بازیگری؟

 

 به هر حال ایفای این نقش برای من ریسک بالایی داشت، اما در عین حال با توجه به سختی و متفاوت بودن نقش، بازی درآن این امکان را به من می‌داد که توانایی‌هایم را محک بزنم و این دلیل خیلی خوبی بود برای اینکه بازی در نقش آدینه را بپذیرم. در ایفای نقش هم تلاش خودم را کردم که تا جایی که در توانم بود به نقش نزدیک بشوم و عکس‌العمل‌هایی هم که تا به حال از طرف مخاطب داشتم عموما مثبت بوده است.  نمی‌دانم ظاهر شدنم در این نقش چقدر درآینده کاری‌ام موثر خواهد بود، اما به هر حال لذت بازی، آن با همه سختی‌هایی که داشت آنقدر زیاد بود که من را متقاعد کند که ارزش ریسک را دارد. 

 

 

*آینه‌های روبرو هم مثل آفساید فیلمی خاص و متفاوت است، می‌خواهی همین روند را در سینما ادامه بدهی؟ فکر نمی‌کنی با این انتخاب‌ها و تعداد محدود این نوع فیلم‌ها هیچ‌گاه فرصتش را نداشته باشی خودت را در ذهن‌ها ثبت کنی؟

 

من روند خاصی را پیش نگرفتم و هر دو نقش در دو فیلم " آفساید " و " آینه های روبرو" نقشهای خوبی بودند که به من پیشنهاد شدند. اینکه من در این دو نقش بازی کردم، معنی‌اش این نیست که فقط علاقه‌مند به بازی درنقش خاصی هستم. اتفاقا مثل خیلی از بازیگرهای دیگر دوست دارم نقش های متفاوتی را تجربه کنم که به من این فرصت را بدهند که توانایی بازیگریم را در ابعاد مختلف بسنجم.  بهر حال فکر می‌کنم هر دو نقشی که من در این دو فیلم داشتم، به نوعی در ذهن‌ها ثبت شده است و امیدوارم که در آینده موقعیت تجربه نقشهایی کاملا متفاوت از این دو نقش را هم داشته باشم.

 

 

*برسیم به آدینه؛ چه شد که برای این نقش سراغ تو آمدند؟ و چه شد که پذیرفتی؟

 

البته جواب کامل این سوال راخانم آذربایجانی، کارگردان فیلم می‌توانند به شما بدهند. اما تا جایی که می‌دانم، من اتفاقا به خاطر نقشی که در " آفساید" بازی کرده بودم، انتخاب اول ایشان نبودم. دلیل آن هم این بود که ایشان نگران بودند که من به دلیل شباهت‌های ظاهریِ دو نقش، به اشتباه بازی‌ای که در آفساید ارائه کردم را برای آدینه تکرار کنم و این اتفاقی بود که اگر می‌افتاد، بسیار به نقش لطمه می‌زد، چون آدینه بازی‌ای می‌طلبید که می‌بایست تماشاگر را در مورد جنسیت خود بازیگر هم دچار تردید می‌کرد و با نقش دختری که عامدانه ادای پسرها را در می‌آورد، به شکل ظریف و بسیار حساسی تفاوت داشت. همین تفاوت هم در ابتدا دلیل اصلی من برای پذیرفتن بازی در این نقش بود. البته در عین حال آنقدر موضوع و فیلمنامه را دوست داشتم و از همان ابتدا احساس خوبی هم به کار و هم به عوامل حرفه‌ای کار پیدا کرده بودم که دلم می‌خواست این همکاری را تجربه کنم.

 

*برای انتخاب این نقش برایت اهمیت نداشت که کاگردان تجربه‌ی اول خود را از سر می‌گذراند و ممکن است موفق نشود؟ علاوه بر این به این فکر نکردی که فیلم به سبب سوژه‌ی ملتهبش ممکن است هرگز اکران نشود و زحماتت دیده نشود؟

 

من هیچ شناخت قبلی نسبت به کارگردان نداشتم و فقط می‌دانستم که ایشان چندین کار کوتاه و اما موفق داشته‌اند و تحصیلات آکادمیک خود را علاوه در ایران ، در امریکا نیز گذرانده‌اند. کنجکاو بودم که به عنوان کارگردان کار اول با کارشان بیشتر آشنا بشوم و به هر حال فیلمنامه ایشان که با خانم طائرپور به طور مشترک نوشته بودند را هم بسیار دوست داشتم. از همان زمان پیش تولید و بعد هم تولید فیلم متوجه شدم که خانم آذربایجانی به شدت در کارشان مستعد و مسلط هستند و لحظه به لحظه بازی من را هدایت کردند.در مورد سوژه فیلم، بله، نگران بودم که ممکن است اکران نشود ولی در آن موقع ترجیح می‌دادم که فقط به لذت تجربه بازی در آن نقش فکر کنم.

 

*در جایی خواندم برای نزدیک شدن به نقش با افراد ترنس صحبت کردی و ازشان خواستی برایت از خاطراتشان تعریف کنند، قبول دارم که این کار حتما مؤثر است اما حرف زدن، اکت‌ها، نوع راه رفتن که خیلی هم طبیعی در آمده (مخصوصا در آن لحظه‌ای که با لباس عروس به سمت ماشین رعنا می‌دوی) قطعا تأثیر شنیدن خاطرات نبوده چطور توانستی آدینه را برای مخاطب باورپذیر خلق کنی؟

 

تا قبل از بازی در این فیلم، من هم مثل بقیه از کنار چنین افرادی عبور می‌کردم و خیلی به آن‌ها نزدیک نمی‌شدم. رسیدن به این نقش کار بسیار سختی بود اما با تحلیل خود فیلمنامه، مشورت با کارگردان و ملاقات و گفتگو با دو ـ سه نفر از آدم‌هایی که خودشان ترنس هستند ، سعی کردم به نقش نزدیک بشوم. می‌دانستم از خودم باید بسیار فاصله بگیرم و چنین تصور کنم که انگار پسربچه‌ای درون من وجود دارد و او رفتار و حرف زدن‌های مرا هدایت می‌کند. هدایت و راهنمایی‌های کارگردان نیز بسیار کمکم کرد که هم به درک درستی از شخصیت برسم و هم بتوانم تداوم حس‌هایم را به درستی حفظ کنم.

 

*آدینه ترنس است و ترنس بودن تفاوت دارد با دوجنسیتی بودن در این باره کمی توضیح می‌دهی؟

 

بله همین‌طور است. افراد ترنس از نظر جسمی یا کاملا زن‌اند یا کاملا مرد و آنها جسم‌شان با روحشان در تضاد است و از نظر روحی جسم خود را نمی‌پذیرند، اما افراد دو جنسیتی اختلال ژنتیکی دارند یعنی آنها از لحاظ جسمی هم زن‌اند هم مرد .

 

*برای این‌که وجه تمایز این دو مشخص شود تو و نگار آذربایجانی فکری کرده بودید؟

 

آدینه ترنس است و برای درست به تصویر کشیدن او لازم بود که فقط به بررسی ترنس‌ها بپردازیم و در این زمینه به آگاهی برسیم.شاید ویژگی ظاهری با هم داشته باشند اما موضوع فیلم فقط به تصویر کشیدن فرد ترنسی بود که قصد تغییر جنسیت دارد.

 

*همیشه داشتن پارتنر خوب به بازی بازیگر کمک می‌کند، غزل شاکری چقدر در موفقیتت تأثیر داشت؟

 

بله خب این خیلی مهم است که بازیگر مقابلت چه کسی باشد و ارتباطش با تو به چه شکلی باشد. من و غزل از همان ابتدا به ارتباط خوبی رسیدم و در طول کار بده بستان خوبی داشتیم. به نظرم او بهترین انتخاب برای نقش رعنا بود.

 

 

 

پی‌نوشت: متن مصاحبه‌ی دقیقا به آن صورتی که خودم نگاشته‌ام در این‌جا آمده است در روزنامه ادیت‌هایی شده که به نظرم نیازی نبوده، مثل تمام "است"‌هایی که داخل لید به قرینه‌ی معنوی حذف کردم اما دوستان دوباره گذاشته‌اند. :)

 


لینک مطلب در صفحه‌ی اینترنتی روزنامه و سایت قانون

 


برچسب‌ها: مصاحبه, آینه‌های روبرو, اکران پاییز 1391