این روزها تگرگیچهارشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩۱-٢:٠٢ ‎ق.ظ توسط مرسده مقیمی

باران کوثری

 

 

این روزها تگرگی

 

یک ـ دختری که با خانواده‌اش درگیر است، عاشق پسری است هم سن و سال خودش و با دوست پدرش صمیمی‌تر از والدینش است.
دو ـ دختری که پس از شنیدن حرف‌های تلخ عشقش پای تلفن بهم ریخته و شیشه‌ی مشروب را سرکشیده است.
سه ـ دختری که از سوی کسی که به او اعتماد کامل داشته مورد تعدی قرار گرفته و با این‌که رگش را زده به موقع به بیمارستان رسیده و جان سالم به در برده است.
چهار ـ دختری که پس وقوع حادثه بهم ریخته و در پی انتقام است، انتقامش را هم می‌گیرد.
پنج ـ دختری که مادرش گناه او را به گردن گرفته و مستأصل است.
شش ـ دختری که فهمیده ماحصل آن حادثه بچه‌ایست در وجودش.
هفت ـ دختری که با اعتراف به حقیقت حالا یک قاتل است.
هشت ـ دختری که تحت فشار عصبی بچه‌اش را سقط کرده و هرروز به مرگ نزدیک‌تر می‌شود.
و در آخر دختری که بناست برای اعدام برده شود و از ترسش می‌گوید.
این‌هایی که برشمردم هرکدام موقعیت‌هایی مجزاست در یک کاراکتر که حتی گاهی موجب تغییر کاراکتر هم می‌شود. باران کوثری از همان موقعیت اول که کاراکتری است مشابه بسیاری از دختران عاشق‌پیشه که در اطرافمان می‌بینیم، دختری که با خاموش شدن موبایل عشقش غم دنیا روی سرش آوار می‌شود و با روشن شدن تلفن او شادی وجودش را پُر می‌کند تا موقعیت آخر که به خوبی ترس از مرگ را به تصویر می‌کشد همگی را به نحو احسن باورپذیر خلق می‌کند.
آوا به فراخور قصه موقعیت‌های فراوان و متفاوتی را تجربه می‌کند، او از دختری که می‌خواهد باب میلش زندگی کند تبدیل می‌شود به یک مادر ناخواسته که هر لحظه به سوی نیستی و مرگ گام برمی‌دارد.
باورپذیر درآوردن موقعیت‌های متفاوت آوا سبب می‌شود باران کوثری بتواند بیش از همیشه توانایی‌اش را در بازیگری به رخ بکشد. مهم‌ترین موفقیت او در من مادر هستم این است که می‌تواند در تمامی موقعیت‌های دشواری که از سر می‌گذارند مخاطب را به همذات‌پنداری وا دارد.
باران کوثری مانند برخی از همکاران هنرمندش در خانواده‌ای هنرمند به دنیا آمده و در ابتدای فعالیتش هم بیشتر برای مادرش به ایفای نقش پرداخته است، اما او از معدود بازیگرانی است که به راحتی توانسته است خودش را از زیر سایه‌ی نام مادر بیرون بکشد.
او با این‌که می‌توانست با تکیه بر رخشان بنی‌اعتماد که یکی از بهترین کارگردانان سینمای ایران است و بازی کردن تنها در فیلم‌های او کارنامه‌ی درخشانی برای خود رقم بزند اما خود را به مادرش محدود نکرده است و با بازی برای طیفی از کارگردانان با پس‌زمینه‌های فکری متفاوت نقش‌های متفاوتی را تجربه کرده است و با این که در کارنامه‌اش آثار ضعیفی هم به چشم می‌خورد اما همین جسارت در انتخاب‌های متفاوت او را به پختگی در بازیگری رسانده است. او حالا یکی از بازیگران خوب سینمای ایران است که از پس هر نقشی برمی‌آید. باران کوثری فرزند خلف یکی از بهترین‌های سینمای ماست که مدت‌هاست می‌توان مستقل از نام رخشان بنی‌اعتماد از او نام برد.
او در "من مادر هستم" بهترین بازی‌اش را به نمایش می‌گذارد، به ویژه در سکانس خداحافظی با عزیزانش پیش از اعدام با بازی‌اش مخاطب را کیش و مات می‌کند. پیچ خوردن پایش، نگاه یخ زده‌ و ترسانش، پرس و جو کردنش برای این‌که آیا حقیقت دارد رگی که پشت گردن است هنگام اعدام خیلی درد می‌گیرد؟ و در نهایت اعتراف تلخش به این‌که خیلی می‌ترسد، اعترافی که با گریه همراه می‌شود و لحظه‌ای جنون‌آمیز را خلق می‌کند و مخاطب را مسحور.
باران کوثری که امسال تجربه موفق "بغض" را هم روی اکران داشته است، این روزها در "من مادر هستم" بیش از پیش می‌درخشد. باران این روزها و با آوا دلنواز دیگر آن باران سابق نیست، او این روزها بیش از این که باران باشد تگرگ است!


1391.9.22

لینک مطلب


برچسب‌ها: باران کوثری, من مادر هستم, اکران پاییز 1391