مصاحبه با غلامرضا موسوی در روزنامه‌ی قانونچهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱-۱:٠٢ ‎ق.ظ توسط مرسده مقیمی

غرلامرضا موسوی

 

مردم نیازی به قیِّم ندارند

حاشیه‌های پیش‌آمده برای فیلم «من‌مادر هستم» سبب شد تا با تهیه‌کننده‌اش به گفت‌وگو بنشینیم. «سید‌ غلامرضا موسوی» با میهمان‌نوازی در دفترش پذیرای ما شد؛ دفتری که بیش از هر چیز با پوسترهای «من‌مادر هستم» آذین بسته شده بود. موسوی با ما از تمامی اتفاقات پیرامون این فیلم صحبت کرد و در آخر هم تأکید کرد که مردم با استقبال از این فیلم اثبات کردند که نیازی به قیّم ندارند!

"مرسده مقیمی"

 

چه شد که تصمیم به ساخت «من‌مادر هستم» گرفتید؟

آقای جیرانی پیشنهاد کرد و فیلمنامه را خواندم به نظرم بسیار جذاب آمد. کار کردن با آقای جیرانی هم برایم جذاب بود. این شد که کار را شروع کردیم. آن زمان به همه‌چیز فکر می‌کردیم جز اینکه مخالفان فیلم، انصار حزب‌ا... باشند!

 

 

«من مادر هستم» حدود دو سال است که ساخته شده؛ چه شد که اکرانش این‌قدر به تعویق افتاد؟

این فیلم، سال 89 آماده بود و ما آن را به اداره کل نظارت و ارزشیابی ارائه کردیم و با مشکل اصلاح و ممیزی مواجه شدیم. همین مشکل تا سال گذشته وقت ما را گرفت و در واقع در زمستان حل شد. «سیدضیاالدین دری» به عنوان نماینده اداره کل نظارت و ارزشیابی برای پروانه نمایش فیلم کمک بسیاری کردند؛ چون هم به عنوان یک کارگردان می‌خواستند فیلم آسیب نبیند و هم باید نظر اداره نظارت و ارزشیابی را تأمین می‌کردند. به همین دلیل جلساتی بین کارگردان (فریدون جیرانی) و شورای بازبینی گذاشت و نتیجه‌اش شد چیزی که حالا می‌بینید.

 

 

فیلم شما یکی فیلم‌های تحریمی حوزه هنری است. شما از همان ابتدا اعلام کردید که با همین شرایط فیلمتان را اکران می‌کنید. حالا که فیلم اکران شده با در اختیار نداشتن سینماهای حوزه‌ هنری متضرر نشده‌اید؟

حوزه هنری در تهران سینمای مهمی ندارد؛ فقط سینمای استقلال، سینمای خوبی است که آن هم سرگروه است و ممکن بود در حالت عادی هم فیلم دیگری را اکران کند. به جز آن، سینمای آزادی است که 50 درصد آن متعلق به شهرداری تهران است و در واقع شهرداری تهران به دلایل سیاسی زلفش را به حوزه هنری گره زده است و البته با رئیس سازمان تبلیغات به علت آقای خاموشی؛ من فکر می‌کنم این نه به نفع شهردار تهران است و نه به نفع سازمان تبلیغات، وگرنه سینما آزادی یک مؤسسه است که سه عضو دارد؛ یکی از این اعضا حوزه‌ هنری است و در واقع این سینما کاملا در اختیار حوزه نیست. در حقیقت چون حوزه هنری سینمای چندان مهمی در تهران ندارد، از سینما آزادی به عنوان اهرم فشار استفاده می‌کند.

مسئله اینجاست که اکثر سالن‌های سینما در شهرستان‌ها هم متعلق به حوزه هنری است. نه در همه شهرستان‌ها، اما در برخی بله؛ ولی این سینماها به حدی خراب است که چندان مورد استفاده نیست. به هر حال، به‌همین دلیل فیلم ما در بعضی شهرستان‌ها اکران نشده است.

 

 

«من مادر هستم» علاوه بر قرار گرفتن در لیست سیاه حوزه هنری با اهرم فشار دیگری هم مواجه بود. حاشیه‌هایش بسیار زیاد بود؛ از تجمع مقابل ساختمان وزارت ارشاد گرفته تا شکایت جواد شمقدری از انصار حزب‌ا...؛ در این باره کمی توضیح می‌دهید؟

نکته قابل توجه برای من این بود که فیلم پیش از نمایش با اعتراض انصار حزب‌ا... مواجه شد؛ یعنی روز چهارشنبه اکران فیلم شروع می‌شد درحالی ‌که انصار حزب‌ا... روز سه‌شنبه اطلاعیه‌شان را صادر کردند. جریانات این فیلم باعث دو اتفاق مهم شد؛ یکی اینکه بعد از اجتماع انصار حزب‌ا... هنرمندان و سینمادوستان هم مقابل آن‌ها اجتماع کردند و برای اولین بار عده‌ای برای مخالفت با انصار حزب‌ا... تجمع کردند. اتفاق دیگر اینکه، انصار حزب‌ا... برای نخستین بار در مورد سینما پای گفت‌وگو نشستند. نمایندگانشان در فرهنگسرای رسانه نشستند و با حضور عوامل فیلم نقطه نظراتشان را اعلام کردند. مشابه این جلسه در لانه جاسوسی هم انجام شد و آقای ا...‌کرم هم آمد، آقایان فراستی و جیرانی هم آمده بودند و بحثی صورت گرفت که به نظرم یکی از مناظره‌های خوبی بود که در مورد «من مادر هستم» رخ داد به خصوص که در آن جلسه تماشاچیان هم، دانشجویان بسیجی بودند. فکر می‌کنم با این گفت‌وگوها که نتیجه بهتری هم داد، انصار حزب‌ا... متوجه شد که از این به بعد کف خیابان ریختن جواب نمی‌دهد و باید برخورد فرهنگی کنند.

 

 

در این میان جریانی به وجود آمد و عده‌ای گفتند چون در شرایط عادی فیلم‌ها به فروش خوبی دست پیدا نمی‌کنند فریدون جیرانی خودش با معترضان دست به یکی کرده است تا با نوعی تبلیغ منفی فیلمش بفروشد. نظرتان در این باره چیست؟

فکر می‌کنم دایی‌جان ناپلئونیسم توانسته توسعه بسیاری پیدا کند! کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند قاعدتا معترضان را نمی‌شناسند. به هر حال آن‌ها خوب یا بد برای خودشان در جامعه اعتباری دارند و قطعا این‌قدر ساده خرجش نمی‌کنند. البته من قبول دارم که رفتارهای آن‌ها باعث بالاتر رفتن فروش فیلم شد و این را خودشان هم متوجه شدند که به آن رفتارها خاتمه دادند. بنا بود، جمعه بعد از آخرین تظاهراتشان باز هم تجمعی صورت گیرد، اما وقتی متوجه شدند دارند ناخواسته به فروش فیلم کمک می‌کنند، آن تجمع را برگزار نکردند.

 

 

از همان ابتدا مشکل انصار حزب‌ا... با فیلم چه بود؟

به نظرم نگاه، نگاه سیاسی بود و فیلم فقط بهانه بود. آنچه مشخص شد این بود که خیلی افرادی که به نمایش این فیلم اعتراض داشتند اصلا فیلم را ندیده بودند.

 

 

سکانسی که عکسش روی تارنماها رفت، سکانس عقد آوا دلنواز با پدرام پنداشته به چه علت حذف شد؟

فریدون جیرانی و بهرام دهقانی تدوینگر فیلم به هنگام تدوین به این نتیجه رسیدند که وجود این صحنه نیاز نیست.

 

 

ظاهرا نسخه روی پرده همین حالا در حال اصلاحات است و صحنه اعدام از آن در آمده، علت این اقدام چیست؟

شورای عالی اکران بعد از اعتراض انصار حزب‌ا... فیلم را مورد بازبینی قرار داد. ریاست این شورا با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است. آقایان بعد از اینکه مجدد فیلم را دیدند پیشنهاد دادند ما صحنه کشیدن صندلی از زیر پای آوا که حدود 31 فریم ثانیه است را از فیلم خارج کنیم تا شائبه اینکه فیلم هدف زیر سؤال بردن قصاص را دارد از بین برود. من با اینکه معتقد نبودم فیلم قصاص را زیر سؤال می‌برد، اما در راستای نظر شورای اکران این صحنه کوتاه را که حذفش ضربه‌ای هم به فیلم وارد نمی‌کرد، حذف کردیم تا اگر سوء تفاهمی هست برطرف شود.

 

 

برخی از منتقدان درباره «من مادر هستم» گفته‌اند که فیلم متوسطی است و به سبب این اتفاقات تا این حد دیده شده؛ شما با نظر این منتقدان موافقید؟

به هر حال، هرکسی نظری دارد، اما این‌قدر این فیلم حاشیه داشت که منتقدان هنوز وارد متن فیلم نشده‌اند و به نظرم همین حاشیه‌ها باعث شده تا منتقدان هم فیلم را درست نبینند، اما طی برخوردی که با آن‌ها داشتم اکثر منتقدان استخواندار معتقدند که این فیلم بهترین فیلم جیرانی است.

 

 

این سختی‌ها و موانع جدید از فیلمسازی دلسردتان نکرده است؟

عملا ترجیج می‌دهم تا اطلاع ثانوی دیگر فیلمی نسازم! واقعیت این است که این اتفاقات باعث شده که سینما خصوصی ضربه دیده و به سمت سینمای دولتی برود. به نظرم علاوه بر مسائل سیاسی، مسائل اقتصادی هم نقش دارد؛ الان با شرایط پیش‌آمده، فیلمساز ترجیح می‌دهد برای برنخوردن به این مشکلات، مثلا از خود حوزه هنری پیشنهاد کاری بگیرد و برای آن‌ها فیلم بسازد. به نظرم این‌ها همه‌اش نوعی بازی است و بسیار پیچیده؛ البته خوشحالم که مردم با استقبال از این فیلم، اثبات کردند که نیازی به قیّم ندارند و خودشان تصمیم می‌گیرند.

 

لینک مطلب در روزنامه و سایت قانون

 



برچسب‌ها: مصاحبه, غلامرضا موسوی, من مادر هستم, اکران پاییز 1391