به همین سادگی...

یه حبه قند

به همین سادگی...

این روزها هیچ محفل سینمایی‌ای وجود ندارد که "یه حبه قند" نقل مجلس‌اش نباشد همچنین تبلیغات این فیلم گسترده‌تر و عظیم‌تر از سایر آثار میر کریمی است تا آن حد که رخشان بنی اعتماد و مجید مجیدی تیزرهایش را ساخته‌اند و ناصر طهماسب روی آن حرف زده است، پوسترهایش را هم عباس کیارستمی طراحی کرده؛ انواع و اقسام رسانه‌های شنیداری، دیداری و نوشتاری از آن صحبت می‌کنند و حتی در سینماها به بچه‌ها برنامه هفتگی‌ای که پوستر فیلم را دارد می‌دهند! و هرجایی که اثری از سینما باشد این عبارت به چشم می خورد: "پیشکشی برای خانواده‌ی ایرانی"
آخرین ساخته‌ی سید رضا میر کریمی همانند کلیه‌ی آثار او سعی دارد یک داستان ساده را با زیبایی‌ها تصویری به فیلمی خاص تبدیل کند.
رضا میر کریمی بهترین‌های تئاتر و سینما را دور هم جمع کرده و با دکوپاژها و میزانسن‌های متعدد و البته زیبا جاذبه‌های بصری ایجاد کرده و همین امر سبب شده که اکثر اصحاب سینما و منتقدین آن را یکی از شاخص‌ترین آثار سینمایی بدانند.
خانواده مقدمات ازدواج پسندیده آخرین عضو خانواده را فراهم می‌کنند و تمامی اعضای خانواده برای این جشن در خانه باغی گرد هم می‌آیند اما اگر گمان می‌کنید این داستان یه حبه قند است سخت در اشتباهید این تنها بهانه‌ای است برای کنار هم بودن اعضای خانواده، اصلا در واقع یه حبه قند داستان مشخصی ندارد بلکه این اتفاقات مختلف است که زیبایی می‌آفریند. نوع روابط خانواده‌ها، دیالوگ‌هایی که رد و بدل می‌شوند، لهجه‌ی شیرین یزدی، فضاسازی در یک خانه‌ی قدیمی و سنتی در یزد (به شخصه معتقدم بازسازی دکور فوق‌العاده باورپذیر در آمده)، سادگی خانواده‌های شهرستانی و سنتی و ... این‌ها تمام زیبایی‌های یه حبه قند است.
مقدمه‌ی فیلم آن چنان طولانی است که فیلم از میانه می‌گذرد و کارگردان همچنان مقدمه می‌گوید، خیلی بدیهی است که مقدمه‌ای طولانی مخاطب را خسته می‌کند هر چقدر هم که لحظات ناب در دل کنش و واکنش افراد آن خانواده باشد.
یه حبه قند فاقد داستانی مستقل است و اتفاقات در لحظات شکل می‌گیرد و به همین سبب است که یا درگیر مقدمه است یا پایان بندی! در واقع فیلم همین دو بخش را دارد؛ مقدمه و پایان! دریغ از یک بدنه‌ی اصلی و یک خط داستانی مشخص البته یه حبه قند فیلم کاملا بی‌داستانی نیست ولی همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم داستان‌ها در لحظات به وجود می‌آیند و در واقع داستان‌ها تابع لحظاتند نه لحظات در خدمت داستان و کارگردان قصد دارد با کارگردانی خوب و استفاده از تیم بازیگری‌ای که می‌توان با یک سوم از آن فیلمی موفق ساخت خلاء نبود داستانی مشخص را پُر کند و البته این بی انصافی است که بخواهم منکر این زیبایی‌ها شوم؛ اکثر لحظات فیلم دوست داشتنی‌اند البته گاهی حجم بالای میزانسن‌ها کسل کننده به نظر می‌رسد. یکی از زیباترین لحظات یه حبه قند شب عقد کنان است که ریما رامین فر نزد شوهرش رضا کیانیان می‌رود چادرش را کنار می‌زند و از او می‌پرسد: خوشگل شدم؟ و رضا کیانیان با بازی مطابق همیشه خیره کننده‌اش با سادگی شیرینی از دیدن همسرش با آن ظاهر متعجب می‌شود یا صحنه‌ای که پسند برای قاسم غذا می‌برد یا هنگامی که برای خواهرزاده‌هایش خارج بودن کربلا را توضیح می‌دهد و به ویژه صحنه‌ی مرگ دایی که کنتراست زیبایی با عمیق به خواب رفتن زن دایی دارد، وقتی زن دایی عمیقا خوابیده است، یکی از اهالی خانه نگران او می‌شود و برای اطمینان از این که فکرش در مورد مرگ احتمالی او غلط است به او یه حبه قند پرتاب می‌کند و از سلامتش اطمینان حاصل می‌کند این در صورتی است که چندی بعد دایی توسط یه حبه قند می‌میرد و این یکی از زیبایی‌های غیر قابل انکار یه حبه قند است؛ تضاد مرگ و زندگی. اما باید قبول کرد که هر چقدر هم این صحنه‌ها ناب و دوست داشتنی باشند نمی‌توانند پایه‌ی یک فیلم باشند.
بعد از آن که بزرگ خانواده می‌میرد فیلم کمی روند داستانی می‌گیرد و از کندی کلافه کننده‌اش خارج می‌شود اما متاسفانه دیری نمی‌پاید که دوباره همه چیز روال لاک پشتی‌اش را پیش می‌گیرد و فیلم دوباره تبدیل می‌شود به صحنه‌ها، دیالوگ‌ها، میزانسن‌ها و ...
پایان بندی همانند مقدمه طولانی می‌شود آن چنان که مرا بارها بر آن داشت تا کلافه ساعتم را از نظر بگذرانم!
شاید این سوال پیش آمده باشد که چطور فیلمی که فاقد خط داستانی مشخصی است توانسته به موفقیت کنونی دست یابد؟ پاسخش دشوار نیست فیلم ها در سه حالت مخاطب پیدا می‌کنند، حالت اول فیلم‌های عام پسند و بازیگر محور که قطعا یه حبه قند جزو این دسته نیست اما حالات دوم و سوم که متعلق به مخاطبان خاص است هر دو یه حبه قند را شامل می‌شود؛ حالت دوم این که اکثر منتقدان اثری با عوامل خوب و کار بلد را بکوبند و تخطئه کنند و داوران جشنواره به رغم ویژگی های خوبِ فیلم آن را ندیده بگیرند، آن هنگام است که مخاطب گمان می‌کند یقینا دست‌هایی پشت پرده! است و برای دیدن آن اثر سینمایی حریص می‌شود. و حالت سوم این که اکثر منتقدین صاحب نظر و اصحاب سینما و رسانه فیلم را تائید کنند آن وقت مخاطب مطمئن می‌شود که قطعا فیلم مذکور ویژگی‌های منحصر به فردی دارد و نتیجتا از آن استقبال می‌کند. یه حبه قند فیلمی است که در جشنواره‌ی فیلم فجر نادیده گرفته شده و به آن ستم شده و حالا هم که روی پرده است حجم گسترده ی نظرات مثبت منتقدین و صاحب نظران این عرصه را دارد به این ویژگی‌ها کارگردانی خوب و حساب شده‌ی میر کریمی، فضا سازی‌اش، میزانسن‌ها و لحظه‌های شیرین فیلمش و همچنین طومار بازیگران و عوامل کار بلد را هم اضافه کنید. این ها دلایل کمی برای کشاندن مخاطب به سینما نیست.
رضا کیانیان، ریما رامین فر، نگار جواهریان، فرهاد اصلانی و سعید پور صمیمی از بهترین‌های یه حبه قند هستند و بازی‌هایی روان و دوست داشتنی ارائه می‌کنند.
یه حبه قند فیلمی کاملا تیپکال است و کاراکتر مشخصی ندارد، این مورد درباره ی تمام چهره‌های فیلم مشهود است؛ زن‌دایی، دایی، مادر و حتی پسند که شخصیت اصلی فیلم محسوب می‌شود. افراد یه حبه قند همگی بیان گر افرادی با همان ویژگی‌ها در جامعه هستند. هیچ یک شخصیتی منحصر به فرد ندارند و اصلا کاراکتر نیستند برای مثال پسند نمونه‌ی یک دختر ساده و مهربان است که می‌توان آن را به تمام دخترانی با این ویژگی‌ها تعمیم داد.
برای روشن‌تر کردن این که چرا یه حبه قند را آن طور که باید نمی‌پسندم ناگزیرم به قیاس؛ فیلم از لحاظ بستر کمی به "مهمان مامان" شبیه است حالا مقایسه کنید خانواده‌ها را در آن فیلم با خانواده‌ها در یه حبه قند، آدم‌های مهمان مامان هر یک شخصیتی مجزا، چند لایه و منحصر به فرد دارند به همین سبب هر کدام برای خود می‌توانند داستانی جداگانه داشته باشند و فیلم را راهبری کنند اما یه حبه قند فاقد این ویژگی است چرا که هیچ‌کدام از افراد قصه شخصیتی منحصر به فرد ندارند و همین تیپ بودن باعت می شود هیچ کدام نتوانند قصه را هدایت کنند و فقط در کنار هم معنا یابند این در حالی است که شخصیت‌های مهمان مامان در عین وابستگی به یکدیگر هویتی جداگانه دارند.
غیر قابل انکار است که یه حبه قند به زیبایی به مضامین خانوادگی پرداخته است از گپ و گعده‌ی افراد فامیل تا عروسی و عزا و... اما باید این نکته‌ی مهم را در نظر داشت که تمام هویتش همین زیبایی‌ها هستند که اگر نباشند چزی از یه حبه قند نخواهد ماند!
اگر داستان‌گویی را از ارکان یک اثر سینمایی جدا بدانیم یه حبه قند فیلم کامل و شایسته‌ی تحسینی است.


1390.8.25

لینک مطلب

 

/ 1 نظر / 13 بازدید
مریم

به نظر من خیلی خوب بود من فوق‌العاده خوشم اومد همه چی که قصه نیست