وقتی اتفاقی در تاریخ ثبت شود رنگ نامیرایی می‌گیرد

خانه‌ی سینما

 

وقتی اتفاقی در تاریخ ثبت شود رنگ نامیرایی می‌گیرد


راستش از همان ابتدا که زمزمه‌های شکایت علیه خانه‌ی سینما را شنیدم مطمئن بودم قضیه گوشمالیِ دوستان سینمایی است که گاهی "چشم گفتن" را از یاد می‌برند و گمان می‌کردم که پس از گوشمالی دادن سینمایی‌ها و همچنین یاد آوری اصل "چشم گفتن"  همه چیز تمام شود اما تا این‌جا پیش‌بینی‌ام محقق نشده است. قطعا اتفاق خوشایندی نه برای اهالی سینما که برای سینما دوستان نیفتاده و ناگواری این اتفاق این‌قدر عیان است که بیانش قلم‌فرسایی باشد و من با خبر انحلال خانه‌ای که برایم عزیز بود و هست نای قلم‌فرسایی ندارم. آنچه بر آنم داشت تا چند سطری از این اتفاق عجیب! بنویسم صرفا جهت ثبت در تاریخ است که هرگز تلخی را فراموش نمی‌کند و البته برای خانه‌ای که به خودش، هویتش و حتی تک تک اعضایش تعلق خاطر دارم.
نزدیک به دو دهه فعالیت آن هم در صورت غیر قانونی بودن را نمی‌فهمم هرچه با خودم کلنجار می‌روم متوجه نمی‌شوم که چطور می‌شود دو دهه غیر قانونی در ملأ عام فعالیت کرد و آب از آب تکان نخورد، مگر فیلم هندی است؟!
چطور می‌شود اکثر اهالی سینما را که عضو این خانه‌اند نادیده گرفت و به راحتی دستور انحلال داد؟!
این میان مجامع قضایی دقیقا چه وظیفه‌ای دارند؟
ظاهرا وزارت ارشاد اسلامی به از غیر سنگ‌اندازی جلوی پای هنرمندان و اصحاب رسانه وظایف خطیر دیگری هم بر عهده دارد. به گمانم جای خرسندی باشد که وزارت ارشاد حتی در مواقع نیاز به کمک مجامع قضایی هم می‌آید و کار قوه‌ی قضائیه را تسهیل می‌کند!
اگر خانه‌ی سینما تخلفی مرتکب شده، می‌شود با حضور اصناف مختلف عضو خانه‌ی سینما جلسه تشکیل داد و در حالی که عصر ارتباطات رو به پایان است و جهان، ارتباطات را به نحو احسن پشت سر گذاشته و وارد عصر نخبه‌گرایی می‌شود با ساده‌ترین اصول ارتباطی که همان گفتگو است مشکل را حل کرد اما اگر ما بر خلاف جهان هنوز اصول ساده و ابتدایی عصری را که جهان پشت سر نهاده نمی‌دانیم می‌شود با احتساب به قدرت! کادر فعلی را با انتخاباتی آزاد تغییر داد اما این‌که صرف تخلف‌هایی که خیلی مشخص نیست دقیقا چه هستند! حکم انحلال دادن کمی (شما بخوانید خیلی) عجولانه به نظر می‌رسد. در آستانه‌ی سی‌امین جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم فجر و بزرگ‌ترین رویداد سینمایی کشور بی‌خانمان شدن اصحاب سینما خیلی تأسف‌بار و صد البته مبهم است آقایان که می‌توانند به محض اراده منحل کنند چرا صبر نکردند جشنواره سپری شود؟ مگر هجده سال بر غیر قانونی بودن این خانه چشم نبستند این چند روز هم صبر می‌کردند، حالا هجده سال غیر قانونی بودن چه تفاوتی دارد با هجده سال و چند ماه؟!
این اتفاق قطعا از افکار عمومی زدوده نخواهد شد متأسفانه یا خوشبختانه وقتی اتفاقی در تاریخ ثبت شود رنگ نامیرایی می‌گیرد که اگر هم بنا باشد این اتفاق شامل گذر زمان شود و به فراموشی سپرده شود انتخابات پیش رو بسیار نزدیک است و بعید است حتی مبتلایان به آلزایمر به این سرعت انحلال خانه‌ی سینما را از یاد ببرند حالا این شمشیر را از رو بستن برای اهالی هنر که صرفا هم دلایل سیاسی دارد چه نتیجه‌ای برای انتخاباتی که در آستانه‌اش هستیم دارد جز از بین رفتن اعتماد‌ها؟
از چهارشنبه که وزیر ارشاد برای توضیح انحلال خانه‌ی سینما میهمان گفتگوی ویژه‌ی خبری بود تا امروز شنبه که این سطور را می‌نگارم به برخی از جمله‌های ایشان می‌اندیشم و سعی در تحلیلش دارم هرچند که هنوز در همان نقطه‌ی اول هستم و قوه‌ی تحلیلم راه به جایی نبرده است. " اصناف سینمایی جنبه صنفی بودن خودشان را حفظ خواهند کرد. صنف کار صنفی خودش را انجام دهد و تعامل منطقی با دستگاه اجرایی و دولت خواهد داشت." صنفی که بخواهد زیر نظر دولت کار کند آیا استقلالی خواهد داشت؟ آقای حسینی اشاره به "عدالت" یکی از شعارهای دولت نهم و دهم داشتند اما انگار فراموش کرده بودند یکی از مهمترین اصول این دولت اصل خصوصی سازی بوده است نه آن که اصناف خصوصی را هم منحل کرده و دولتی‌شان کنیم. از طرفی وزیر ارشاد خانه‌ی سینما را به حمایت از معاندین نظام متهم کرد: "در جشن خانه سینما پارسال و امسال افرادی که دعوت و تجلیل شدند از کسانی بودند که در خارج از کشور مواضع مشخصی دارند و همواره در این برنامه‌ها از کسانی استفاده می‌شود که علیه نظام موضع داشتند." احتمالا باز ایشان سخنان رئیس جمهوری را از یاد برده‌اند که ایشان گفتند: "آزادی در کشور نزذیک به مطلق است." بنا بر گفته ریاست جمهوری وقت، ایران کشوری آزاد است بنابراین می‌تواند فارغ از موضع‌های سیاسی از هنرمندانش تجلیل کند. کسانی که در جشن‌های خانه‌ی سینما تجلیل شده‌اند لیاقت هنری‌شان را اثبات کرده‌اند و با توجه به آزادی‌ای که در ایران موجود است باید بتوانیم فارغ از دیدگاه سیاسی هنرمندان مان هنرشان را ببینیم که خانه ی سینما هم همین کار را کرده است. علاوه بر این که اگر تقدیر و تجلیل بر اساس اصول سیاست پسندیده نیست چه موافق نظام باشد چه معاند نظام کار صحیحی نیست پس چرا جشنواره‌ی فیلم فجر قصد دارد از "جمال شورجه" تقدیر به عمل رساند؟ تجلیل از چه؟ از کارنامه ی سینمایی‌ای که حتی دو رقمی هم نشده؟ حالا کارنامه به کنار تجلیل از کسی که آخرین ساخته‌اش به رقم اکران در گروه آزاد و نه خاص آن هم در سراسر کشور 26 میلیون فروخته؟ تا آن‌جا که حافظه‌ام یاری می‌کند خانه‌ی سینما از کسانی تقدیر به عمل آورده که فارغ از دیدگاه سیاسی‌شان کارنامه‌ی سینمایی پرباری داشته‌اند که از این حیث به جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم فجر گامی به رو به جلو است.
در هر حال این دعوا فارغ از این که حق با کدام طرف است همین که دلیلش سیاسی است چهره‌اش مخدوش می‌شود این درست که سیاست به هر نحوی، در هر شاخه‌ای سرک می‌کشد و در این رهگذر سایه‌اش را بر هر چیزی می‌اندازد، سینما و فوتبال و ... هم نمی‌شناسد اما این‌که سایه‌اش تا این حد بر سر هنر سنگین شود که خانه‌اش را به تعطیلی بکشاند اتفاق تلخی است که هرگز از یادها نخواهد رفت و کاش تا فرصت باقی است آقایان ذی‌قدرت دست بجنبانند و نگذارند هنر را سیاست به کام بکشد.

1390.10.17

لینک مطلب*

*لینک این مطلب عین متنی که در بالا مشاهده می‌کنید نیست و کمی دست‌خوش تغییر و سانسور شده است.

/ 0 نظر / 22 بازدید