جدایی نادر از سیمین

 

 

تجربه‌ی لحظات شیرین و شگرف با "جدایی نادر از سیمین"

 

صبح دوشنبه مورخ 1390.10.26 یکی دیگر از معتبرترین جایزه‌های جهانی و البته مهم‌ترین جایزه پس اسکار به "جدایی نادر از سیمین" رسید. این اتفاق آن‌قدر مهم بود که پخش زنده‌ی تلویزیونی داشته باشد اما صد افسوس که انگار مسئولین از این اهمیت با خبر نبودند که این‌قدر ساده از کنارش گذشتند تا ایرانی‌ها به راحتی لذت دیدن لحظه‌ی جایزه گرفتن فرهادی را به صورت زنده و مستقیم از تلویزیون کشور خودشان را از دست بدهند و برای‌شان در حد یک آرزو باقی بماند.
اگر مسابقه‌ی کُشتی بود، اگر بنا بود "حسین رضازاده" یا هر ورزشکار دیگری رکورد دنیا را تغییر دهد (که صد البته بسیار مهم است چون نام ایران در میان است) یا حتی اگر قرار بود از بازیگران سریال "ستایش" تقدیر شود باز هم تلویزیون در مقابل پخشش به صورت زنده موضع بی‌تفاوتی پیش می‌گرفت یا از چند روز قبل با زیر نویس‌هایی پی در پی یادآور می‌شد تا مردم پخش زنده را از یاد نبرند و در ساعتی خاص از تلویزیون به تماشایش بنشینند؟ چطور روز جهانی قدس برای نشان دادن قدرت مردم ایران از صبح تا شام فقط صحنه‌های راهپیمایی به صورت زنده روی آنتن می‌رود اما قدرت‌نمایی سینمای ما آن هم در آمریکا این‌قدر بی‌اهمیت بود که انگار نه انگار یکی از ناب‌ترین اتفاقات برای سینمای این کشور در حال وقوع است! چقدر تلخ است این روزهای سینمای ایران، روزهایی که خانه‌اش را به دلایلی عجیب و با قوانینی عجیب‌تر منحل می‌کنند و قدرت‌نمایی فیلمی ایرانی برایشان از نشان دادن راهپیمایی و حتی تقدیر و تشکر از عوامل سریال‌های مختلف بی‌اهمیت‌تر است. سینمای ایران دارد روزهای سختی را سپری می‌کند و چقدر برای اهالی سینما و سینما دوستان سخت است که معشوق‌شان را این چنین مهجور ببینند و فریادهایشان هیچ راه به جایی نبرد؛ بله روزهای غمگینی است شاید سینما و دوستدارانش زیر بار این غم کمر خم کنند اما آن‌هایی که کمر به نابودی‌اش بستند و می‌خواهند با بی‌مهری قلب هنر را بشکنند بدانند که شکستنی در کار نیست از قدیم الایام گفته اند "همیشه در روی یک پاشنه نمی‌چرخد..."
این روزها که سیاست بر خانه‌ی سینما سایه انداخته و مسئولین محترم رخدادهای عظیم سینمایی را بی‌اهمیت جلوه می‌دهند یا حداقل سعی می‌کنند اگر هم اهمیتی دارد تا جایی که می‌توانند در بوق و کرنایش نکنند و توجه افکار عمومی را به آن معطوف نکنند؛ این روزها که غم دارد با سینما و اهالی‌اش عشق‌بازی می‌کند "جدایی نادر از سیمین" لحظات شیرین و شگرفی برایمان خلق می‌کند که آخرینش تا کنون برای سینمای ایران فقط در حد یک رویای شیرین بود و بس، ولی حالا این رویا محقق شده و جایزه "گلدن گلوب" در دستان فرهادی است و سینمای ایران در نهایت بی مهری پر افتخارترین روزهایش را سپری می‌کند، از این رو با این که بیان قاصر است و قلم ناتوان باید از اصغر فرهادی و تیم دوست‌داشتنی‌اش تشکر کرد؛ تشکری با نهایت ارادت و صمیمیت از بازیگران و عوامل کار که "جدایی نادر از سیمین" را به زیبایی به تصویر کشیدند و تشکری از "اصغر فرهادی"به وسعت هنرش؛ هنری که نه از "چهارشنبه سوری" و " درباره‌ی الی" بلکه از متن‌هایی که برای "روزگار جوانی" می‌نوشت به آن اطمینان داشتم. فرهادی عزیز شادی‌هایی که در این دوران چیرگی غم بر ایران و سینمایش هدیه‌مان کردی را هرگز از یاد نخواهیم برد، هرگز...


1390.10.26
ساعت 12:21 دقیقه ی ظهر

 

پسا نوشت: در رسانه‌ی ملی تنها یک نفر این رخداد بزرگ سینمایی را تبریک گفت آن هم "عادل فردوسی پور" در برنامه‌ی پربیننده‌اش "90"؛ آیا رسانه‌ی ملی توضیحی برای این سکوت خبری عجیب دارد؟!

/ 0 نظر / 14 بازدید