به بهانه‌ی آمدن "جُرمِ" محبوبم به شبکه‌ی نمایش خانگی

مسعود کیمیایی

 

به بهانه‌ی آمدن "جُرمِ" محبوبم به شبکه‌ی نمایش خانگی

 

 

نزد... نزد...
بعد این دیگه با هم راحت سر می‌کنیم...*


* ناصر (حامد بهداد)

امروز "جُرم" آمد، فیلمی که من چندین بار آن را بر پرده‌ی نقره‌ای سینما  دیده‌ام و انگار که به دلم افتاده باشد حالا حالاها راهی شبکه‌ی نمایش خانگی نمی‌شود در آخرین باری که روی پرده دیدمش صدایش را ضبط کردم و بارها و بارها با نسخه‌ی صوتی‌اش زندگی کردم.
جُرم آمد من نشستم پایش لحظه به لحظه و باز نشد که جلوی این چشمان لعنتی‌ام را بگیرم، باز هم نشد! نمی‌دانم چند ساعت جُرم را دیدم و چند بار اما وقتی گذاشتمش هوا روشن بود وقتی دیگر گریه نمی‌گذاشت حتی همان‌طور تار از اشک مانیتورم را ببینم ناگزیر خاموشش کردم و هوا تاریک بود!
بعضی دوستان می‌گویند درک صحیحی از لحظات کیمیایی ندارم، لابد ندارم دیگر حرفی نیست؛ اما من با همین درک ناصحیح از سینمای کیمیایی از صمیم دل برای تنها راوی و مصور دنیایم آرزومندم هرگز روی ناملایمی نبیند، همیشه شاد و سرزنده باشد تا همچنان بی‌رقیب روایت کند عشق، وطن، رفاقت و غیرت را؛ آن‌گونه که افسانه‌ها رشک برند بر این دنیای بی‌همتا
جُرم را نه به خاطر مسعود کیمیایی که ابدا دلیل کمی نیست برای دوست داشتن، دوست ندارم؛ جرم را به هزاران دلیل گفته و نگفته دوست‌تر می‌دارم. برای تمامی لحظاتی که نابند و فقط در سینمای کیمیایی باورپذیر و شیرین‌اند همانند عسل.
جُرم نباید حالا می‌آمد امتحانات است و این نشئگی بعد از خماری حس درس خواندن نمی‌گذارد!
راستی کسی خبر دارد که هنوز هم مار توشکه پیدا می‌شود یا نه؟ ...
هرچند که می‌دانم وقتی رفاقت ترک بردارد، "واسه باور کار می‌بره"

پی‌نوشت:
این نوشته از نظر شما مبالغه دارد یا غلط است یا مضحک! نظرتان به دیده‌ی منت؛ اما این حس من است. حتی اگر شما را کیمیایی و فیلمش خوش نمی‌آید، اگر به نظرتان تاریخ مصرف فیلم‌هایش گذشته و یا اگر معتقدید در سالیان پیش مانده است و به قول آن منتقد محترم پرت و پلا ساخته است! اشکالی ندارد هرکس نظری دارد و اگر همه هم‌سلیقه بودند همه‌چیز یکنواخت می‌شد اما بگذارید اگر بناست از حس و حال‌مان برای هم‌دیگر بنویسیم چه به نظر غیرمعقول باشد چه در دایره‌ی منطق، صادقانه باشد.

 

 

/ 0 نظر / 19 بازدید