خورشید بی غروب

توضیح: من کیمیایی را دوست دارم اما این به معنای آن نیست که همه ی آثارش را دوست داشته باشم بلکه بر عکس بعضی های شان را اصلا نمی پسندم؛ اما "جُرم" را به دلایل بسیار و البته شخصی آنقدر دوست می دارم که هیچ وقت نقدی بر آن نتوانستم (شما بخوانید نخواستم) بنویسم هرچه بود دل نوشته های من بود برای کسی که چه واقعا دغدغه اش را دارد چه ادعایش را، هم دوستی را می فهمد و هم غیرت به نظرش واژه مضحکی نمی آید.

****

پیش از آن که شما را به خواندن یادداشت ذیل دعوت کنم ذکر چند نکته ضرروری است:

1.این یادداشت در روزهای ابتدایی اکران فیلم جرم نوشته شد که نخواستند منتشر شود! شاید چون نباید کسی جرم را اینگونه می ستود...

2.قصد من از مورد 1 سیاه نمایی نیست! گواه برای حرفم زیاد هست نمونه اش آن که مجله ای مثل همشهری جوان که سال گذشته برای ساخته ی پیشین کیمیایی (محاکمه در خیابان) پرونده ای ویژه رفته بود و همه نویسندگانش در مدح آن فیلم یادداشت نوشته بودند اکنون در حالی که جرم از هر نظر شایسته تر است برای تقدیر انگار نه انگار!

3.شاید عده ای بگویند اتفاقا جرم که فیلم تحسین شده ی سال هم هست و کلی جایزه گرفته پس دشمنی با آن نیست اما صرفا جهت اطلاع عرض می کنم که کار وسایل ارتباط جمعی تاثیر بر افکار عمومی است و سمت و سو دادن به آن. تعریف ها و تمجیدهای مختصر از این فیلم یک سیاست رسانه ایست که مخاطب باور کند غرضی در کار نیست! عده ی قلیلی تعریف می کنند و عده ی کثیری ماهرانه فیلم را از ریشه می زنند اصولا هم طوری نقد می شود که مخاطب با خودش بگوید شاید هم حرفشان منطقی است! و ممکن است با این نقدهایی که به نظر منصفانه می آید مخطبان دیدن فیلم را از برنامه ی سینما رفتنشان خارج کنند. این سیاست منتقدین و رسانه های محترم است که بعضا جواب هم می دهد بگذریم از منتقدی که ظاهرا همان قدر که با نقد کردن صحیح و آراستگی مقابل دوربین بیگانه است از سیاست های رسانه هم بی اطلاع است که می آید و در نهایتِ ... فیلم را پرت و پلا قلمداد می کند!!

4.بعد از انتخابات 88 (به شخصه در این یادداشت کاری ندارم که حق با چه گروهی است) نصیب مخالفین تنها اخراجی ها 3 و پایان نامه! بوده که به واسطه عرضه ی بلیت های نیم بها و ... رونق گرفتند! و قطعا دیدن این دو فیلم آن معترضین را فقط غمگین و خشمگین کرده اما جرم فارغ از زیبایی های تصویری و دیالوگ های منحصر به فردش می تواند حداقل آرامشی باشد برای آنهایی که اعتراضشان با اخراجی ها ی 3 و پایان نامه جواب داده شده و حداقل می تواند لبخندی میهمان لب آنان کند و متوجه شان کند که صدای فریادشان به گوش برخی رسیده!! و اگر عده ای خود را به نشنیدن زدند اما کسی هست که دغدغه شان را به تصویر بکشد.

5.فراموش نکنید که مسعود کیمیایی در روز بزرگداشت و تجلیلش در جشنواره ی فجر خواستار بخشش جعفر پناهی شد و هر چند آن لحظه اتفاقی نیفتاد اما "جرم" اکران نوروز را که برایش قطعی شده بود از دست داد و بدترین ماه بهار نصیبش شد ماهی که مخاطبان اصلی سینما (جوانان) درگیر امتحانات کنکور و دانشگاه و مدرسه هستند و نکته جالب این که فیلم خیلی هم زود دارد از روی اکران برداشته می شود این در حالی است که برای میلیاردی شدن ملک سلیمان این فیلم چندین ماه روی اکران بود!! به هر حال دوستان تمام تلاششان! را کردند که جرم دیده نشود اما با این حال مخاطب سینمای کیمیایی دیدن این شاهکار را از دست نمی دهد؛ جوانی که دوست دارد فیلمی ببیند که او را به فکر وا دارد نه او را خواب کند!

6.جرم در بستری نوستالژیک مسائل روز جامعه را به تصویر می کشد؛ هر کس سعی دارد ادعای مرا رد کند بهتر است باری دیگر صحنه ای را که نیکی کریمی چگونگی به قتل رسیدن مادرش را برای بردارش تعریف می کند مرور کنند یا دوباره تیتراژ ابتدایی فیلم را با دقت به نظاره بنشیند.

7.فیلم جرم را بارها و بارها دیدم و به جرات می توانم بگویم که هر بار مشتاق تر از بار قبل؛ نه تنها دیدنش بارها و بارها خسته ام نکرد بلکه حتی از لذت توام با غم بار اول دیدنش نکاست، هر بار قلبم مثل ناصر و ملیحه برای رضا تپید و برای او که مرد بود و مردانه رفت گریستم و هر بار ناخواسته زیر لب دعا کردم که آن گلوله ی نامردی بر قلب مهربان رضا اثر نکند!

8.یادداشت زیر مدح یک هوادار ـ روزنامه نگار از فیلم شایسته ی تقدیر کارگردان محبوبم مسعود کیمیایی است می توانستم برای زیباترین فیلم سینمایی ای که در این سال ها دیدم نقد بنویسم اما برای بزرگی چون کیمیایی نقد نوشتن کار ساده ای نیست و سعی کردم احساس قلبی ام را بنویسم اما این دلیل بر این نیست که حاضر به بحث نباشم اگر کسی هست که در بی نظیر بودن جرم شک دارد حاضرم با او به نقد و بحث بنشینم.

 

 

خورشید بی غروب

 

 

جُرم


جرم هم مثل تمامی آثار سینمایی کیمیایی سه عنصر اصلیِ سینمای خاص او را دارد غیرت، رفاقت، وطن پرستی.
جرم بی شک یکی از بهترین آثار کیمیایی است آنقدر که توانست نظر مثبت اکثریت دواران جشنواره ی بین المللی فیلم فجر را به خود جلب کند و بعد از سال ها سیمرغ را به دو تن از بهترین های سینمای ایران برساند. مسعود کیمیایی و حامد بهداد دو تن از فاتحان سیمرغ جشنواره ی اخیر برای سینمایی جرم اند که به حق این سیمرغ را به خانه بردند.
کیمیایی از آن دست کارگردانانی است که سینمای خاص خودش را دارد و تمامی کارهایش امضای او را دارد و این ویژگی، کیمیایی را همیشه از سایرین متمایز ساخته. او هم مانند هر کارگردانی در کارنامه ی هنری اش افت و خیز داشته اما مخاطبان سینمای کیمیایی می دانند که جنس کارش، او را جاودانگی بخشیده و می دانند که هرگز روزی گَردِ مرگ بر سینمای کیمیایی نخواهد نشست. او هر بار شکستی را تجربه کرده در اثر بعدی چنان مخاطب را متحیر کرده که مخاطب بداند شاید گاهی آسمان سینمای کیمیایی ابری شود اما هرگز رنگ غروب را نخواهد دید!
برای لذت بردن از جرم باید الفبای کیمیایی را دانست و ادبیات او را شناخت. تک تک دیالوگ های جرم مزین است به ادبیات دلنشین کیمیایی؛ در قسمتی از فیلم که پیر زندان (داریوش ارجمند) دارد برای شخصیت اصلی داستان (پولاد کیمیایی) دعای خیر می کند یکی زیباترین تصویر های سینمای کیمیایی را میتوان به نظاره نشست. جرم پر است از سکانس های این چنینی که حتی بارها دیدنش مخاطب را خسته نمی کند.
از لانگ شات ها، مونو لوگ ها، دیالوگ های خیره کننده و همه ی زیبایی هایی جرم که صحه می گذارد بر توانایی بی چون و چرای کیمیایی اگر بگذریم می رسیم به بازی های خیره کننده ی بازیگران جرم که واقعا نمی توان میانشان برترین را انتخاب کرد، هرکسی سر جای خودش قرار گرفته حتی لعیا زنگنه با این که حضوری کوتاه دارد یکی از زیباترین بازی هایش ارائه کرده؛ تک تک بازیگران بهترین بازی شان را به نمایش گذاشته اند البته این را باید در نظر گرفت که تیم بازیگری بسیار قوی و حرفه ای اند از داریوش ارجمند و مسعود رایگان گرفته تا حامد بهداد. در این میان پولاد کیمیایی از همیشه پخته تر به نظر می رسد او همیشه یکی از بازیگران ثابت پدرش بوده اما حتی در فیلم پیشین پدرش (محاکمه در خیابان) هم آن پولادی نبود که باید اما در جرم پولاد کیمیایی دقیقا همانی ست که باید باشد و به قطع جرم را می توان بهترین اثر او خواند؛ درخشش حامد بهداد نیازی به تعریف ندارد همه با جنس بازی او که همیشه انرژیک و اکتیو است آشنا هستند. یکی زیباترین صحنه هایی که بهداد در جرم خلق کرده همان صحنه ای است که طراح تیزر تلویزیونی فیلم آن را با هوشندی در تیزر گنجانده. در آن سکانس بهداد که از نگاه شکاک پولاد کیمیایی به تنگ آمده قصد دارد هر طور شده این شک را از دل او بزادید تا لبخند واقعی دوستش را ببیند. تنش میان بهداد و کیمیایی و در نهایت سربلندی بهداد و لبخند شیرین کیمیایی چنان زیبا در آمده که زیباترین صحنه ی فیلم را خلق کرده؛ رفاقت میان بهداد و کیمیایی از آن دست رفاقت هایی ست که نظیرش را فقط در فیلم های کیمیایی می توان دید! دوستی ای که حسرتش بر دل همه هست، رفاقتی که رنگ نمی بازد و به خاطر حفظش غیرت را ندید نمی گیرد.
جرم پر است از دیالوگ های خاص و دوست داشتنی که اگر بخواهم به هر کدامشان تک تک اشاره کنم هم از شیرینی دیدنش می کاهم هم مجال گفتنش نیست.
جرم فیلمی است دوست داشتنی با نوشتاری زیبا و بازی هایی منحصر به فرد که به حق بر جایگاه بهترین فیلم سال تکیه زده.
البته نا گفته نماند که سینمای کیمیایی همان قدر که عشاق پر و پا قرص دارد مخالف هم دارد! مخالفانی که در همان زمان جشنواره هم خیلی سعی کردند از ارزش های این فیلم بکاهند و کار را تخطئه کنند حالا زمان قضاوت شماست جرم را به نظاره بنشینید تا ببینید آیا می توان آخرین اثر فاتح سیمرغ بهترین کارگردانی را حتی به غرض پرت و پلا نامید؟!!
جرم فیلمی است که اگر با دیدنش همچون نگارنده ی این متن غرق لذت نشوید محال است که پشیمان سالن سینما را ترک کنید. دیدن کارگردانی ای حرفه ای و بازی های منحصر به فرد و شنیدن دیالوگ هایی تسخیر کننده کم در سینمای ما رخ می دهد این فرصت را از دست ندهید.


1390.3.27

/ 3 نظر / 17 بازدید
محمدرضا

متن خوبی(عالی) بود کامل خوندم با اینکه فیلمو ندیدم ولی دو یا سه نکته به نظرم رسید که بگم به نظر من : 1. پولاد کیمیایی فقط در فیلمهای پدرش مسعود کیمیایی شاخصه چون پدرش بازی خوبی می گیرد. 2 . اگر یه تیکه از دیالوگ خوب فیلمو میزاشتی عالی می شد(میدونم که میتونستی بزاری اونم کل فیلمو)[نیشخند]

مریم

منم جرم رو به همون دلیلی که تو خیلی دوست داری خیلی دوست دارم اما ایراد هم داره ها

ستاره

از پست هایی که می ذاری لذت می برم واقعا...[لبخند]