آقای عطشانی سپاس!

علی عطشانی

 

آقای عطشانی سپاس!

 

آخرین ساخته‌ی علی عطشانی که اولین فیلم سه‌بعدی سینمای ایران نیز هست، حتی ناامیدکننده‌تر از "در امتداد شهر" است! علی عطشانی هیچ تلاشی نکرده تا اولین فیلم سه‌بعدی سینمای ایران را کمی، فقط کمی جذاب و دیدنی بسازد. سه‌بعدی بودن کار، آن‌قدر دوستان را مسحور و مجذوب کرده که کاملا عناصر مهمی چون کارگردانی، فیلمنامه و بازی را نادیده گرفته‌اند. شاید باورتان نشود که "آقای الف" فیلمی است با یک سوژه‌ی کاملا تکراری فارغ از هرگونه جذابیت بصری که به درد فیلم سه‌بعدی بخورد! البته از همین داستان تکراری ـ با خبر شدن از مرگ توسط یک موجود ماورایی و تلاش برای لذت بردن از وقت باقی‌مانده، تقلا برای داشتن وقت بیشتر و ... ـ می‌شد یک فیلم جذاب خلق کرد و این‌قدر مبتدیانه شعارهای گل‌درشت به مخاطب تحویل نداد و تا این حد کسل‌کننده نبود. در همین سینمای خودمان هم فیلمی با مضمون مشابه داریم که با پرداخت خوب، دیالوگ‌های فکرشده و بازی‌هایی گیرا بدون تکنیک سه بعدی و بعد از 21 سال همچنان دیدنی است، دارم از "روز فرشته"ی بهروز افخمی حرف می‌زنم تا بگویم آنچه که در درجه‌‌ی اول اهمیت دارد کارگردانی درست است نه تکنیک سه‌بعدی! کارگردانی حساب‌شده می‌تواند از فیلمنامه‌ای معمولی اثری جذاب خلق کند و از بازیگران بازی‌هایی گیرا بگیرد و با یک دکوپاژ حرفه‌ای و میزانسنی جذاب صحنه‌ای زیبا خلق کند حالا اگر همه‌ی این‌ها مهیا باشد چه خوب که تکنیک هم وارد میدان شود، نه این‌که از شوق ورود تکنیک آن هم با قید برای اولین بار، فیلمساز اصل را به فراموشی بسپارد.
"آقای الف" این‌قدر ایراد دارد که ابدا مجالی برای صحبت از تکنیک سه‌بعدی باقی نمی‌گذارد اما همین تکنیک سه‌بعدی هم در این فیلم به بهترین نحو حرام شده است! فیلم هیچ پلانی ندارد که این تکنیک جذاب‌ترش کند و آن‌قدر بی‌نیاز از این تکنیک است که پوریا پورسرخ مجبور می‌شود موقع حرف زدن دائما دستش را به سمت جلو بیاورد تا مبادا کسی متوجه نشود فیلم سه‌بعدی است. تلاش‌های مذبوحانه برای تأکید بیشتر بر سه‌بودی بودن اثر هم بیش از اندازه آزاردهنده است مثلا این‌که مهدی مقدم پشت به دوربین ویلن بزند یا این‌که آقای الف با بازی پوریا پورسرخ کاغذی را به شکلی خنده‌دار در هوا بگیرد یا مهران رجبی درست در حالی که بناست برود کنار آقای الف بنشیند به جای این‌که پاکت تخمه را با خودش ببرد آن را پرت کند! و اوج آزاردهندگی صحنه‌ی پاشیده شدن دوغ است!
نمی‌دانم کارگردان که خودش می‌گوید هیچ چیز جز سه‌بعدی بودن برایش مهم نبوده و حتی تعمدا سراغ چنین فیلمنامه‌ی ساده‌ای رفته است تا فقط به این مهم بپردازد و اولین فیلم سه‌بعدی ایران را بسازد چرا فیلمی را انتخاب نکرده که قابلیت‌های استفاده از تکنیک سه‌بعدی را داشته باشد؟ مثل سینمای جنگ که تنش موجود، رفت و آمد تانک‌ها، شلیک پیاپی تیر و خمپاره و ... همگی می‌توانست بستری برای ساختن یک فیلم سه‌بعدی خوب باشد و یک شروع خوب برای سینمای ایران نه فیلمی که شخصیت‌ها فقط در آن راه بروند، بنشینند یا بخوابند. مثلا تکنیک سه‌بعدی که تمام تمرکز کارگردان هم روی آن بوده چه کمکی به این فیلم کرده است؟
"آقای الف" محض دل‌خوش‌کنک بازی‌های خوبی هم ندارد و حتی بر خلاف آثار پیشین این کارگردان بازیگر مطرحی هم ندارد تا به جذب مخاطب کمکی کند.
عطشانی می‌گوید همین که ما فیلم سه‌بعدی ساخته‌ایم گامی بزرگ برداشته‌ایم و بازیگر اصلی فیلم هم این را مایه‌ی افتخار می‌داند. حالا ما مخاطبان یک فیلم ضعیف با داستانی کلیشه‌ای که پرداخت بد باعث شده بی‌جاذبه‌تر و پس‌زننده‌تر از هم باشد ("دموکراسی تو روز روشن" با سوژه‌ای مشابه به مراتب پرداخت بهتری داشت و البته بازیگر کاربلدی چون فرخ‌نژاد) و با آن همه اصرار به اصطلاح "تابلو"! برای نشان دادن این که ما سه بعدی هستیم، باید به این فیلم افتخار کنیم؟ چون اولین فیلم سه‌بعدی سینمای ایران است؟ باید قدردان آقای عطشانی باشیم به خاطر برداشتن این گام بزرگ؟
باشد، ما افتخار می‌کنیم و مراتب قدردانی‌مان را نیز اعلام می‌داریم؛ آقای عطشانی سپاس!

1391.11.13

لینک مطلب

 


/ 0 نظر / 55 بازدید